
نام چهار شنبه سوري از دو کلمه چهارشنبه وسور تشکيل شده است منظور چهارشنبه "چهارشنبه آخر سال است وسور در فارسي به معني سرخ يا گل سرخ وهمچنين به معني جشن است وچند معني ديگر نيز دارد .
در گذشتههاي دور آرياييان به گرد آتش جمع ميشدند و با نوشيدن شيره گياه هوم (هَئومَه haoma) و با پايکوبي و هلهله و شادي به قرباني حيواني (معمولاً گاو) ميپرداختند و بخشي از آن گوشت را به آتش ميافکندند زرتشت غريوهاي مستانه و افکندن گوشت قراباني در آتش و الوده کردن آن را نفي کرد و کشتن جانوران را به رنج، و تباه کردن گوشت آن را کاري اهريمني به شمار آورد و در برابر اينها خشنودي و پايکوبي و شادماني از هستي و آفرينش را در گرد آتش درست و برابر با اَرْتَة (فضيلت، سامان و نظم هستي ) و نيکوکارانه شمرد.مطابق قول و حدس استاد ذبيح بهروز چهارشنبه سوري جشني است مانند بيشتر جشنهاي ايراني که با ستاره شناسي بستگي تام داشته ومبدإ همه ي حسابهاي علمي تقويمي بشمار مي رود. در آن روز در سال 1725 پيش از ميلاد زرتشت بزرگترين حساب گاه شماري جهان را نموده و کبيسه پديد آورده و تاريخ هاي کهن را درست و منظم کرده است؛ پس به نظر ايشان در سال 1725 پيش از ميلاد،شبي که در روز آن زرتشت تاريخ را اصلاح کرده است، به يادبود آن ، همه ساله مردم ايران جشن بزرگي بر پا کرده و با آتش افروزي،شادي خود را آشکار و اعلام کرده اند و آن رصد و اصلاح تاريخ تا کنون در هيأت و يادمان چهارشنبه سوري ( شب جشن سوري) يا جشن سوري باقي و جاري مانده است.
اما زمان و هنگام اجراي جشن سوري برپايه مستندات گاهشماري ، چهارشنبه نبوده است چون در تقويم و روزشماري ايرانيان، شنبه و چهارشنبه ،آدينه و جمعه وجود نداشته است و هر سال به 12 ماه تقسيم ميگشته است و هر ماه دستکم، بي کم و کاست 30 روز داشته است و هر روز هم براي خودش نامي داشته است و جهت حساب کبيسه پنج روز افزون را که سال شمسي 365 روز کسري بود به پنج نام از عنوان گاثاها که سرودها و نيايشها زرتشت بود ميناميدند و اين پنج روز مجموعاً پنج خمسه، پنجة دزديده و ... ميناميدند.
مي توان گفت جشن چهار شنبه سوري مربوط به زمان بعد از اسلام و تسلط اعراب مي باشد.
با اين مقدمه ميتوان مدعي شد که در يکي از چند شب آخر سال ايرانيان جشن سوري را که عادات و سنتي قديم آنان بود، با آتش افروزي همگاني بر پا ميکردند، اما چون تقسيم آنان در روزشماري بر آن پايه نبود که ماه را به چهار هفته با نامهاي کنوني روزها بخش کنند و بخوانند لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال تحقيقاً چنين جشني برگذار نميشده است و روزشماري کنوني بر اثر ورود اعراب به ايران باب شده است، بي گمان سالي که اين جشن به شکلي گسترده و فراگير برقرار بود، مصادف با شب چهارشنبه شده و چون در روزشماري و فرهنگ تازيان ، چهارشنبه نحس و نامبارک و بديمن محسوب ميشده است از آن تاريخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوري به شادماني پرداخته و به اين وسيله سعي داشتند که نحوست چنين شب و روزي را منتفي کنند. چنانکه جاحظ نويسنده مشهور عرب در رساله المحاسن و الاضداد آورده است «الأربعاء يوم ضنک و نحس» چهارشنبه روز شوم و نحس نزد اعراب بوده است. البته در چگونگي تطبيق جشن شب سوري با چهارشنبه سوري تازي، داستانها و دلايلي را ذکر نمودهاند که به ذکر يکي از آنها اکتفا ميشود. يکي از دلايل آن اين بوده است که مختار سردار شيعيِ معروف عرب همان کسي که به خونخواهي امام حسين و يارانش قيام کرد، هنگام آزاد شدن از زندان به خونخواهي شهداي کربلا قيام نموده و براي اينکه موافق و مخالف خود را از هم تمييز دهد اعلام نمود که شيعيان بربالاي بامهاي خود آتش بيفروزند تا موافق و مخالف از هم تمييز داده شود و اين شب مصادف بود با شب چهارشنبه سوري آخر سال، واز آن به بعد مرسوم شد که ايرانيان مراسم آتشافروزي را در شب چهارشنبه آخر سال برپا کنند.
بيگمان فلسفه انطباق جشن سوري با چهارشنبه سوري و اينکه جشن سوري ايراني چگونه نحوست و شومي چهارشنبه سوري را از بين ميبرد، ميتواند اين باشد که آتش در نزد ايرانيان آريايي مظهر روشني، پاکي ، طراوت ، سازندگي و تندرستي و در نهايت مظهر اهورا مزدا «خداوند» است، بيماريها ، زشتيها ، بديها و همة آفات و بلايا در عرصه تاريکي و ظلمت مظهر و نماد اهريمن ميباشند؛
مراسم و سُنّت هاي کهنِِ ِ به جا مانده از ايران باستان در اين شب بسيارند که به اختصار نام آنها را مي توان بشرح زير برشمرد.
گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روي آن و گفتن عبارت "زردي من از تو، سرخي تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوري است.
. کوزه شکني2. قاشق زني 3. آجيل مشکل گشا4. آب پاشي 5. بر افروختن آتش6. سفره انداختن7.شال اندازي8. کجاوه اندازي9.آش نذري10.مراسم قفل« بخت» گشايي دختران11. فالگوش 12. قُليا سودن13.رفع و دفع چشم زخم 14.کاسه زني و دف زني در شيراز 15. توپ مرواريد در تهران زمان قاجار و ... 16.گره گشايي17.آش بيمار 18.کندر و خوشبوو ...
منبع:سايت زنده رود.