"وقتي نگاه نوشيد، فنجان چشمهايت
صدقهوه عشق حل شد، يکدم ميان چايت"
بحث درباره ي "تبار شناسي غزل امروز"، با چشم انداز زير، مي تواند دسته بندي شود:
1- داشتن قرائت جديد از غزل
2- کاربرد زبان نو
3- درک وديد پست مدرنيستي
4- آگاهي از روند تحوالات ادبي
نوشتن در باره ي اين اجزاي چهار گانه ، مستلزم گستره ي و سيع نقد و بررسي است که در اين جا به منظور آغاز بحث، به بررسي اين اجزا مي پردازم و در فرصت هاي پسين، شگردهاي ديگر اين اجزا را مطرح مي کنم:
1- داشتن قرائت جديد از شعر:
عمده ترين مشکل شاعران غزلسراي افغانستان- به دليل ناآشنايي از روند تحولات ادبي- نداشتن قرائت جديد از محتواي غزل امروز است. بسياري از اين شاعران، هنوز هم، به دنبال بافت ها وترکيب هاي کليشه اي و تکراري سرگردان اند و حتا برخي از اين به اصطلاح سبکبازان "هندي زده، عراقي زده، خراساني زده و...." باديد پنجاه – صد سال پيشين، بر قد و قامت انديشه ي شان، لباس هاي قصيده و مسمط و مسدس به سبک کهن مي دوزند و تمام عصاره ي جهانبيني قرض گرفته ي خودرا- باسماجت- در پيمانه ي شکسته ي "عنصري" و "ظهير" مي ريزند و ياهم به تقليد ميمون وار از "صائب"، مي پردازند و به صفت " ارسال المثل" هاي سبک هندي، دل خوش مي نمايند، در حالي که رويکردهاي جديد در حوزه ي غزل امروز، با درک و در يافت تازه تراز آن چه فکر مي شود، مطرح است.
ويژه گي مهم در غزل امروز، عوض شدن سرشت و تبارغزل در ماهيت وجودي آن – ازلحاظ تبار شناسي- است.
مولفه هاي ساختاري غزل امروز، مضاف برنوگرايي در زبان، مبتني بر نحوه ي دید جدید و برقراری رابطه ی حسامیزی با خواننده ی شعر است. بدون تردید ایجاد ورابطه ی حسامیزی مدرن، روشی است که مفهومش بر می گردد به ویژه گی قرائت فردی شاعراز ماهیت شعر.
غزل امروز، باآن که در کار بردمحتوایی و شکلی خود، زبان را به حیث مهمترین مقوله ی پویابه کار می گیرد. به همین روی، خواستار قرائت جدید شاعرازماهیت وجودی شعراست. نکته ی مهم (و نخست) برای شاعر در غزل امروز، منوط به درک کشف جدید او از مفهوم غزل است؛ ولی به روشنی باید گفت که این درک و کشف جدید، مستلزم تغییرعمدی از قرائت های کهن در شعر است.
2- کاربرد زبان نو:
همان سان که در بحث نخست اشاره شد، زبان مهمترین عامل عنصر پویایی در غزل است. مولفه ی مهم در غزل امروز، فراگیری شگردهای تازه و سامانمند زبان، به عنوان ابزاری برای ارائه ی محتوااست. این شگرد ها به گونه ی زیر است:
- آگاهی از میزان تحول زبان در متن معاصرش
- بافت واژه گانی واژه ها از لحاظ کاربرد در ساختار
- رعایت روش ساده سازی زبان (اجتناب از آوردن تعقیدات لفظی ومعنوی)
- شالوده شکنی (Deconstructions)
- ارزش تأویل پذیری و پرهیز از محور گرایی (Centralism)
نکته ای را که در کاربرد "زبان نو" در غزل امروز می خواهم مطرح کنم (تامغالطه صورت نگیرد) بر خود شاعر در درک درست از ماهیت زبان – به حیث پدیده ای جدید- است. یادمان باشد که تنها به کارگیری زبان مدرن_ بدون اعتقاد و فهم موضوعی شاعر از ماهیت زبان و بدون دید جدید وی در محتوا- غزل نمی تواند، "بوی بد کهنه گی" را از خودش دور کند؛ زیرا اگر محک در یافت مان را در بررسی از غزل امروز، تنها فراگیری قاموسی شاعر از واژه های جدید بدانیم، این روش- به صورت فردی- نمی تواند شعر و شاعررا متحول بسازد. به کار گیری و چیدن چند واژه ی نو پشت هم، به آن می ماند که عجوزه ای پیری را مثل نو عروسی جوان آرایش کنیم؛ به کارگیری واژه های جدید بدون درک و دید تازه در غزل، درست شبیه آرایش همان عجوزه ای پیر است.
3- درک و دید پست مدرنیستی:
یکی از روش های ویژه در غزل امروز، داشتن درک و دید پست مدرنیستی (فرامدرنیستی) است*
مشخصه ی دیدگاه پست مدر نیستی در غزل امروز، خود آگاهی، گسیختگی و انفصال (مخصوصاً در ساخت های روایی) ابهام، هم بودی و همزمانی و تاکید روی ساختار شکنی و کانون زدایی است.
غزل امروز با توجه مولفه های تفکر پست مدرن، خاستگاهش منوط برداشتن درک و دید پست مدر نیستی است؛ اما ما باتوجه به جامعیت مقوله پست مدرن و مفهوم کانون زدایی در بحث فرامدرن، داشتن درک و دید پست مدرنیستی، نمی تواند به صورت قطعی و جزمی مولفه ی نخست برای درک ما از مقوله ی غزل امروز باشد؛ اما به طور نسبی می تواند قرائت تازه از یک شگرد مدرن باشد.
4- آگاهی از روند تحولات ادبی:
آگاهی از روند تحولات ادبی – به ویژه در زمینه ی شعر- از فرضیه های مهم در شکل گیری "غزل امروز " است. آشنایی بامقوله ها و داده های جدید در عرصه ی شعر، باز خوانی متن های دستیاب با روش هرمنوتیکی و بحث در حوزه ی " چیستی شعرامروز"، فرصتی است که هم شاعر را متحول می سازد و هم غزل را. آشنایی زدایی از برداشت های کهنه و "این زمانی فکر کردن" در چارچوب ذهنی برای سرایش غزل امروز، مسأله ی در محور تأمل است.
با استناد بر این مولفه ها، در بحث تبار شناسی غزل امروز، می توان نخستین گامهارا به خاطر متحول ساختن غزل برداشت و از شهادت بیشتر "کلمه وکلام" جلوگیری نمود.
برگرفته از سايت سفره غزل به کوشش جاوید فرهاد