شعر، هنري است مخيل که همراه با تخيل صورت مي پذيرد. الگوي شعر فارسي بعد از اسلام، شکل عربي بود و در شعر عربي هم تنها قالب مورد توجه قالب قصيده بود اما در طول تاريخ قالبهاي متعددي در شعر فارسي به وجود آمد که آنها را برمي شماريم:
1- قالب هاي کلاسيک 2- قالب هاي معاصر
قالب هاي کلاسيک خود شامل 12 مورد مي باشد که عبارتند از:
1- قصيده 2- قطعه 3- غزل 4- مسمط
5- ترجيع بند 6- ترکيب بند 7- مثنوي 8- رباعي
9- دوبيتي 10- فرد 11- مستزاد 12- چهارپاره
بعد از اين نوع قالبها، قالب معاصر بر روي کارآمد که عبارت بودند از:
1- شعر نو (نيمايي) 2- شعر سپيد 3- شعر آزاد
حال به بررسي هر کدام از اين موارد مي پردازيم:
قالب هاي کلاسيک
1- قصيده نخستين قالب شعر فارسي ، قصيده بود . اين قالب که شبيه غزل ميباشد ، فقط از لحاظ تعداد ابيات با غزل متفاوت است . در واقع شعري که قافية بيت اول با قافيههاي مصراعهاي زوج هماهنگي داشته باشد و بيش از بيست بيت نيز باشد و حاوي مضامين داستاني نيز باشد ، قصيده اطلاق ميگردد . از بطن قصيده ، پنج قالب ديگر هم درآمد که عبارت بودند از : قطعه ، غزل ، مسمّط ، ترجيعبند و ترکيببند که در ذيل به توضيح آنها ميپردازيم .از ميان قصيدهسرايان ميتوان به انوري و ابن يمين اشاره داشت
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
نمونة شعر :
رحم کن، رحم بر آن قوم که نبود شب و روز در مصيبتشان جز نوحهگري کار دگر
رحم کن، رحم بر آن قوم کــه جوينـد جوين از پـس آن که نخــوردي از نـاز شکر
رحم کن، رحم بـر آنهــا کـه نيـابنــد نمــد از پس آن که ز اطلسشان بودي بستر ...
هست ايران به مثل شوره تو ابري وندر ابر هم برافشاند بر سوژه چو باغ مطّـر ؟ ... (ابن يمين
2- قطعه اين نوع شعر که حداقل از چهار بيت تشکيل شده است نوعي از قصيده است و بيشتر براي تقاضا ، حکمـت و نظاير آن بکار ميرود کـه باز هم در اين قالب انوري و ابن يمين گوي سبقت را دزديدهاند .
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
نمونة شعر :
آگاه نيست آدمـي از گشت روزگار شادان همي نشيند و غافل همي رود
دلبستــة هواست گزينـد ره هوي تن بنـدة دل آمــد و با دل همي رود
گر باطلي ببيند گويد که هست حق حقــي که رفت گويـد باطل همي رود
ماند بر آن که باشد بر کشتيِ روان پندارد اوست ساکن و ساحل همي رود
(مسعود سعد سلمان)
3- غزل غزل تکامل يافته و مستقل شده تغزّل و تشبيه به آغاز قصايد است . سنايي و پس از او انوري در استقلال غزل نقش مهّمي ايفا کردهاند و پس از آنان خاقاني و نظامي غزلهاي زيبايي سرودهاند و با ظهور عطار و اندکي بعد از او سعدي ، مولوي و فخرالدين عراقي ، غزل به اوج خود رسيد و يکي از مهمترين قالبهاي شعر به شمار آمد و اين وضعيت تا به امروز نيز ادامه دارد .
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
نمونة شعر :
اي دل ! چــه انديشيــدهاي در عــذر آن تقصيرهـا ؟
زان ســوي او چنديـن وفا زين سوي تو چندين جفا
زانسوي او، چندين کرم، زين سو خلاف و بيش و کم
زان سوي او ، چندان نعـم ، زينسـوي تو چندين خطا
زين سوي تو چنديـن حسـد ، چنديـن خلاف و ظنّ بد
زان سوي او چندان کشش ، چندان چشش ، چندان عطا ....
از جرم ترســان ميشـوي ، وز چاره پرسان ميشوي
آن لحظـه ترساننــده را بـا خــود نميبينــي چــرا ؟ ...
( غزليات شمس تبريزي)
4- مسمط اين قالب که شيوة قرار گرفتن قافيهها در آن به گونة ذيل ميباشد ، قالبي است که ابتداي آن را به منوچهري نسبت ميدهند ؛ اما اين نظر دقيق و منطقي نيست و قطعاً قبل از منوچهري سرودن مسمّط متداول بوده و به حدّي از کمال هم رسيده است و منوچهري توانسته بود آن مسمّطهاي زيبا را بسرايد . از ميان سرايندگان اين قالب ميتوانيم به رودکي و قاآني اشاره نماييم .
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ
ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ
ــــــــــــ
نمونة شعر :
شبگير ز گل فاختگان بانگ برآرند گويي که سحرگاه همي خواب گزارند
ماه سه شبه از بر گردن بنگارنــد از غاليه بيآن که همـي غاليـه دارند
صــد بـار به روزي در پرها بشمـارند
چون نيم دبيري که غلط کرده به اشمار
(منوچهري)
5- ترجيع بند از بين ترجيعبندهاي ايراني و سرايندگان آنها هاتف اصفهاني از همه مهّمتر و بهتر بود . دورة هاتف دورة تغزّل شعر بود حتي خود هاتف هم از بين کتاب کوچکي که بيرون است دو غزل زيبا دارد ولي انصافاً ترجيعبندهاي زيبايي دارد . از ديگر شعراي ترجيعبند ميتوانيم به سنايي اشاره نماييم .
(1)
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ
ــــــــــــ
(2)
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ
ــــــــــــ
نمونة شعر :
(1)
اي فـداي تـو هم دل و هم جــان وي نثار رهت هـم اين و هـم آن
دل فـداي تو ، چــون تويي دلبر جان نثار تو ، چون تويي جانـان
دل رهـانـدن ز دست تو مشکـل جـان فشانـدن به پـاي تو آسان ...
اين سخــن ميشنيـدم از اعضا همـه حتـي الوريـد و الشـريان
که يکي هست و هيـچ نيست جـز او
وحـــده لا الــه الاّ هـــو
(2)
از تو اي دوست نگسلم پيوند ور به تيغـم بُرند بنـد از بنـد
الحق ارزان بود ز ما صـد جان وز دهـان تـو نيـم شکّـرخنـد
اي پـدر پنـد کـم ده از عشقـم که نخواهد شد اهل اين فرزند ...
ما در اين گفتگـو که از يـک سو شد ز ناقوساين ترانـه بلنــد
که يکي هست و هيچ نيست جز او
وحـــده لا الــه الاّ هـــو
(هاتف اصفهاني)
6- ترکيب بند منظور از ترکيب بند آن است که بيت برگردان تغيير مي کند که از بين ترکيب بندها هم اشعار جمال الدين اصفهاني بسيار زيبا هستند و همچنين از زيباترين ترکيب بندها مي توان به اشعار وحشي بافقي اشاره کرد.
7- مثنوي قالب مثنوي به وسيله ايراني ها به وجود آمده است و قالبي است که براي بيان مطالب مفصل مناسب بوده و از زمانهاي قديم جزو قالب هاي شعري بوده، در واقع بعد از قصيده اين قالب است. مثلا به نظم درآوردن کليله و دمنه از رودکي و عنصري و ابوشکور بلخي در کتاب آفرين نامه و ... از نمونه هاي آثار مثنوي است. بسياري از شاهکارهاي ادبي در قالب مثنوي سروده شده اند مثل مثنوي مولوي، آثار نظامي، بوستان سعدي، بيشتر آثار سنايي مثل حديقه الاسرار، ويس و رامين، فخرالدين اسعد گرگاني و ...
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
نمونة شعر :
اي خــداي پاک بيانبـاز و يـار دست گيـر و جــرم ما را درگـذار
ياد ده مــا را سخنهـاي رقيــق که تو را رحم آورد ، آن اي رفيق !
هم دعــا از تـو اجابت هم ز تو ايمـنـي از تـو مهابـت هـم ز تـو
گر خطا گفتيم ، اصلاحش تو کن مصلحـي تو ، اي تو سلطان سخن
کيميــا داري که تبديلـش کنـي گر چه جوي خون بود نيلـش کني
اينچنين ميناگريها کار توست اين چنين اکسيرها زاسرار توست
آب را و خـاک را بــر هـم زدي ز آب و گــل نقــش تــن آدم زدي
(مولوي)
8- رباعي برخي معتقدند اين قالب شايد از شرق ايران الهام گرفته باشد مثل ترک ايران که به آن باياتي مي گويند و يا هايکو که شبيه به رباعي ماست. رباعي را به 24 گونه تقسيم مي کنند مثلا قطران مروزي اين 24 بحر را تنظيم کرده است ولي در حال حاضر مي گوييم وزن رباعي لا حول ولا قوه الا بالله مي باشد. رباعي قالبي کوتاه است براي بيان مطالب مفصل است که به صورت مختصر بکار مي رود. اغلب شعرا، رباعي سروده اند که سرآمد همه آنها خيام مي باشد.
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
نمونة شعر :
آورد به اضطرابـم اول به وجود جز حيرتم از حيات چيـزي نفـزود
رفتيم به اکراه و ندانيم چه بود ؟ زين آمدن و بودن و رفتن ، مقصود
(خيام)
9- دوبيتي همان شعرهاي محلي است که فهلويات هم ناميده مي شود و تفاوت آن با رباعي در وزن آن است که وزن آن مفاعيلن مفاعيلن فعولن مي باشد که از مهمترين شعرايي که در اين قالب شعر سروده اند مي توان به باباطاهر اشاره نمود.
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
نمونة شعر :
هر ذات که در تصرّف دوران است انـدر طلب نور يقين حيران است
هر ذره که در سطح هوا گردان است سرگشتة اين وادي بيپايان است
(عطار)
10- فرد نام ديگرش مفرد است که به آن تک بيت هايي که در ميان نژ مي آورند مي گويند مثل گلستان. ولي بهتر است اين قالب را جدا نکنيم و جزو قطعه کوتاه يک بيتي از آن نام ببريم.
11- مستزاد قالب مستقلي نيست و عبارت است از اينکه شاعر قسمتي از غزل يا قصيده را مي گيرد و توضيح اندکي درباره آن مي آورد. در ديوان مسعود سعد مستزاد وجود دارد که تاريخچه دقيق پيدايش آن معلوم نيست. اما در قالب مستزاد، شعرهايي هم گفته شده که بيشتر در دوره مشروطه بوده است. برخي معتقدند الهام بخش شعر نيمايي از همين قالب مي باشد. برخي مستزاد را به ابن حسام هروي شاعر قرن 8 نسبت داده اند ولي همانطور که همه مي دانيم مستزاد از قرن 5 و 6 شروع شده است پس اين نکته دقيق و ظريف جاي تعمق دارد.
ـــــــــــــــــــــــ ــــــــ
ـــــــــــــــــــــــ ــــــــ
ـــــــــــــــــــــــ ــــــــ
ـــــــــــــــــــــــ ــــــــ
نمونة شعر :
دو سينــه پـی گـلاب مـیگـردیــدم در طرف چمـن
پـژمــرده گـلـی میـان گلـهـا دیـدم افسرده چو من
گفتم که چه کردی که چنین میسوزی ای یـار عزیــز !
گفتـا کـه دمـی در ایـن چمـن خندیدم پس وای به من
12- چهارپاره دو بيتي هاي به هم پيوسته هستند که در عصر جديد متداول شد و مدتي توجه ها را به خود جلب کرد البته مقصود از دوبيتي در قالب چهارپاره اين است که وزن چهارپاره هم مفاعيلن مفاعيلن فعولن مي باشد. کساني مثل فريدون توللي و دکتر مهدي حميدي چهارپاره هاي زيبايي سروده اند.
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
ــــــــــــ ــــــــــــ
نمونة شعر :
از بـرون آمــد صـدای باغبــان گفت : کو ارباب ؟ ـ کارش داشتم
از درون گفتم که : این جایم ، بگو گفت : هرجـا هرچـه بایـد کاشتم
گفتـم : آخـر بـود در گلهـای تـو ناز دلخواهـی که گفتـم ، داشتی ؟
گفت : در وا کن ، بیا بیرون ، ببین هرگز این گلها که کِشتم ، کاشتی ؟ ...
لحظـهای بر هر گلـی کـردم نگاه زیر لـب گفتم که : پس آن ناز کو ؟
باغبـان بـر شاخـهای انگشـت زد یعنی این ناز است ! چشم باز کو ؟
گفتم : این را دیده بودم پیش از این این کجا نازست؟ این ناز شماست
خشمگین شـد ، گفـت: جـز این ناز نیست یا اگر باشـد به شیـراز شمـاست ! ...
باغبان گر این سخـن بیطعنـه گفت راستـی را چشـم جانـش باز بود
کـان گـل نـازی که دلخـواه من است یک گـل نازسـت و در شیـراز بود
(دکتر مهدی حمیدی)
قالب هاي معاصر
مي توان در اين قسمت به سه نمونه اشاره داشت که در ذيل به توضيح مختصري از آنها پرداخته مي شود:
1- شعر نو اين قالب شعر نيمايي هم گفته مي شود که از پيشگامان اين قالب مي توان نيما يوشيج، سهراب سپهري و اخوان ثالث به اشاره نمود.
نمونة شعر :
به پایان رسیدیم ، اما نکردیم آغاز
فرو ریخت پرها ، نکردیم پرواز
ببخشای بر من ، ای روشنِ عشق بر ما ببخشای !
ببخشای ، اگر صبح را ما به مهمانیِ کوچه دعوت نکردیم
ببخشای ، اگر روی پیراهن ما نشان عبور سحر نیست ؛
ببخشای ما را اگر از حضور فلق روی فرق صنوبر خبر نیست .
نسیمی گیاه سحرگاه را در کمندی فکنده است و تا دشتِ
بیداریش میکشاند .
و ما کمتر از آن نسیمیم ،
در آن سوی دیوار بیمیم
ببخشای ای روشن عشق بر ما ، ببخشای !
به پایان رسیدیم اما نکردیم آغاز ؛
فرو ریخت پرها ، نکردیم پرواز .
(دکتر شفیعی کدکنی)
2- شعر سپيد شعري است که در آن قافيه و رديف معنا ندارد و فقط حس شعر و تخيل در خواننده ايجاد مي کند که از پيشگامان اين نوع قالب مرحوم احمد شاملو و يدالله رويايي بودند.
نمونة شعر :
با من بمان ای تو خوب ، ای یگانه
برخیز ، برخیز ، برخیز !
با من بیا ای تو از خود گریزان .
من بیتو گم میکنم راه خانه ، ...
هشدار ای سایه ، ره تیره گم شد .
(اخوان ثالث)
3- شعر آزاد شعري است که شايد بشود آن را همانند نثر قرن 7-5 دانست ؛ چرا که وزن هم ندارد و گاهي شايد بشود از آن حس خيال در خواننده القاء نمود . از جمله شعرای معروف این سبک میتوان به هوشنگ ابتهاج (سایه) اشاره نمود .
نمونة شعر :
بسترم ،
صدف خالی یک تنهایی است .
و تو چون مروارید ،
گردن آویز کسان دگری .
(ه. ا. سایه)
وبلاگ حرفهاي نگفته به روز شد http://sheretanha.blogsky.com/
|